نام "ساراى" نیز به "ساره" تبدیل مىشود. بعدها می بینیم که خدا قسمتى از نام خود را
به ابرام مىدهد. او به موسى خود را به عنوان خداى ابراهیم اسحاق و یعقوب معرفى
مىکند . اما هنوز هم این عهد کامل نشده است. ابراهیم باید ختنه شود. با این کار خون
انسان جارى مىشود. این کار خدا را هم موظف میکند که خون خود را جارى سازد. در
اعمال رسولان باب 20 آیه 28 مى خوانیم که خدا خون خود را ریخته است چون خون
خدا در بدن عیسى جریان دارد. مطلب قابل توجه دیگر ، در مورد تغییر نام ابرام معنى
آن است. هر چند ابراهیم در آن زمان فرزندى نداشت، با دریافت نام ابراهیم از خدا ،
از آن به بعد همه او را "پدر امتهاى بسیار " مىخواندند. و چون ایمان از شنیدن است،
خدا با این کار مىخواهد ایمان ابراهیم را براى پذیرفتن این معجزه زیاد کند.حال او پدر
امتهاى بسیار و خدا خداى ابراهیم و اسحاق و یعقوب خوانده مىشد. آنها با یکدیگر عهد
بسته بودند که خود را صد در صد وقف یکدیگر سازند. در پیدایش 22 دنباله این عهد را
مىخوانیم. هر گاه یکى از طرفین ، شرطى از شرایط عهد را به جا آورد، طرف دیگر نیز
موظف است همان کار را انجام دهد. ابراهیم با ختنه شدن ، خون خود را ریخته بود .
حال خدا او را مورد آزمایش قرار می دهد. این بدان معنا نیست که خدا طالب شکست
ابراهیم است. خدا تا بحال چیز زیادى از ابراهیم نخواسته بود و آرزویش این بود که
ذریت خود را بر روى زمین قرار دهد.خداوند میدانست که اگر از ابراهیم کارى را
بخواهد، خود نیز باید همان کار را انجام دهد. پس از ابراهیم خواست که تنها پسر خود
را قربانى کند. ابراهیم با اطاعت خود از فرمان خدا، او را موظف به قربانى پسرش
مىگرداند. ابراهیم دستورات خدا را دقیقا انجام داده و اسحاق را که در اینجا مرد جوانى
است با خود به سفر می برد. در اینجا ابراهیم مردى است که سالها در عهد با خدا زندگى
کرده و تمام اصول و شرایط آنرا براى پسرش توضیح داده است. پسر او اسحاق در اینجا
مردى 25 تا 35 ساله است. آنها با هم براى پرستش خدا مىروند. در جواب سؤال
اسحاق از پدرش که بره کجاست ابراهیم مىگوید که خدا خودش بره را مهیا خواهد
ساخت. واین احتمالا جنبه نبوتى دارد.
پس از اینکه ابراهیم همه چیز را حاضر مىکند ، خدا از او می خواهد که دست نگاه دارد.
دراصل خدا ، با این کار خود را موظف به قربانى پسر خودش مىسازد. کارى که
سالها بعد عیسى انجام مىدهد. ایمان ابراهیم بسیار قوى بود و چون معنى عهد را خوب
فهمیده بود ،قادر بود که در ایمان چنین قدم بزرگى را بردارد.خداوند تا آن زمان به تمام
وعده هاى خود عمل کرده بود . به ابراهیم پسرى داده و ثروت زیادى بخشیده بود. پس
ابراهیم مىفهمید که هدف خدا آوردن پسرش برروى زمین، و در نهایت باز گرفتن
حکومت از دست رفته است. ابراهیم مىدانست که خدا در هر صورت به وعده خود عمل
خواهد کرد . حتى اگر این بدان معنا باشد که اسحق مرده را زنده کند. درک قدرت عهد به
او جرْات بخشید.
جلجتا یعنى جایى که عیسى سالها بعد قربانى شد، نیز در زمین موریا، یعنى جایى که
ابراهیم اسحق را براى قربانى برد، قرار دارد.
حال عهد بسته شده و طرفین بطور کامل نسبت به یکدیگر سرسپرده هستند. خدا به
ابراهیم مىگوید که ذریت او کثیر خواهد بود . نه فقط تا شش یا هفت پشت بلکه تا انتهاى
عالم. عهد خدا با ابراهیم هنوز نیز به قوت خود باقى است. هر چند تا اینجا تمام مراحل
عهد طى نشده اند ، خون که اصل الزامى عهد است ریخته شده .
در تثنیه باب 28 برکات و لعنتهاى مربوط به این عهد را مىخوانیم.در 13 آیه اول
برکات و در آیات 13 تا68 لعنتها نام برده شده اند. آیه یک شرط اصلى را بیان مىکتد.
اطاعت از خدا ، در عهد بسته شده باعث دریافت برکات مىشود. و برعکس عدم اطاعت
از خدا لعنت را وارد زندگى مى کند.امروزه نیز در زندگى بسیارى از مسیحیان این
برکات و لعنتها جریان دارد.در غلاطیان 3 آیه 29 مىخوانیم که ما در مسیح ، نسل
ابراهیم بوده و وارثان برکات او مىباشیم. وعده خدا در پیدایش باب 15 به کسى که از
صلب او درآید داده شده بود. در اینجا از یک شخص صحبت شده است و این شخص همان
عیسى است.اما غلاطیان باب 3 مىگوید که ما در عیسى هستیم و نسل ابراهیم مىباشیم
پس ازاین روست که در وعده نیز سهیم مىشویم. وعده هاى خدا در سرتاسر کتاب
مقدس همیشه به قوت خود باقى بوده و هستند.
غلاطیان 3 آیات 13 و 14 می گوید که عیسى در راه ما لعنت شد. زیرا هر کس که به دار
آویخته شود ملعون است نتیجه این است که تمام لعنتها با عیسى مصلوب شدند. این
لعنتها نباید در زندگى ما جایى داشته باشند. مثلا یکى از این لعنتها درد زانو است. ویا
مثلا شخصى با وجود سخت کوشىو کار بسیار همیشه مقروض است. یا کسى که بطور
مداوم دچار مرضها و تصادفات و بدبیاریها مىشود. تمامى این لعنتها در نتیجه نافرمانى
وارد زندگى شخص مىشود. پس خوب است که آنها را مطالعه نموده وببینید چیزى از
اینها را در زندگى خود پیدا مىکنید. براى آزادى از این لعنتها باید به وعده خدا در
غلاطیان 3 :13 و14 چنگ بزنید. زیرا ما که در مسیح هستیم باید در برکات او قدم
برداریم و نه در لعنتها. اما شیطان نمىخواهد که مااین چیزها را بدانیم. چون با دانستن
آ نها متوجه خواهیم شد که این لعنتها نباید در زندگى مان باشند و آنها را قبول نخواهیم
کرد.
من شما را تشویق می کنم که برکات را بخوانید تا بدانید حقوق شما به عنوان یک مسیحى
چه هستند. اینها افتخارات شرکت داشتن در عهد است. تثنیه 28 برکات و لعنتهاى عهد
با ابراهیم را نیز بیان مىکند.
این عهد نمونه اى است از آنچه خدا مى خواهد با قوم خود داشته باشد. برکات راهى
براى نجات جانهایشان معرفى مىکرد. راهى براى شفا و موفقیت وسلامتى براى ایشان
و خانواده شان. همه اینها در عهد مهیا شده بود و هیچ کس نسبت به آنها بحث و
اعتراضى نداشت. مردمان آن زمان نیز همانند ما ، اگر به اصول و شرایط آن ایمان
داشته و عمل مىکردند، نجات مىیافتند. اما قوم همیشه در عهد خود با خدا وفادار نبود.
تمام برکات عهد بطور کامل ، در عهد عتیق شرح داده شده است. اما چون گناه مانع
جارى شدن برکات مىشود، خدا ده فرمان را صادر کرده و خدمت کهانت را قرار داد تا
راهى براى کفاره گناهان وجود داشته باشد. پس از آوردن کفاره مجددا راهى براى جارى
شدن برکات باز مى شد. نافرمانى مانعى براى دریافت برکات بود.
یکى از نامهاى خدا ، "آدوناى" مىباشد. این اسم به معناى "خداوند، آقا،صاحب" است.
در پیدایش 15 مىبینیم که زمانى که ابرام خدا را "آدوناى" مىخواند، خدا با او وارد
عهد مىشود.ابرام باید نزد خدا اعتراف مىکرد که او صاحب اختیار کامل زندگیش است
و خود را کاملا تسلیم خدا مىساخت. این شرط اصلى هر عهد است. ابرام با این اعتراف
به خدا نشان داد که زمان مناسب براى بستن عهد رسیده است. در کتاب مقدس مىبینیم
که هرگاه مردان ویا زنان خدا را آقا و صاحب اختیار خود یعنى "خداوند" می خوانند،
برکات و مکاشفات الهى را دریافت مىکنند. من در اینجا مىخواهم به شما یادآورى کنم
که خدا مىخواهد نه تنها نجات دهنده، بلکه خداوند وسرور شما باشد. برکات کامل خدا
را تنها زمانى دریافت خواهید کرد که او خودش ارباب و صاحب اختیار همه زندگى شما
باشد. زمانى که او را" آقا" بخوانید.
خداوند از مایملک خود بخوبى مواظبت و مراقبت مىکند. شما زمانى مایملک خدا هستید
که خود را بطور کامل و صد در صد در اختیار خدا قرار دهید. عهد عتیق هنوز هم جارى
است . کتاب مقدس ، کتاب عهد است. از روح القدس بخواهید که زمانى که در حال